شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام



    تا مهر علی است نقش در سینه ی ما              زنگار پذیر     نیست     آیینه       ما

    تا    بود چنین  بود  و  چنین   خواهدبود              این است نشان عشق دیرینه ی ما

     

     

    به نام آنکه شعله ی عشق علی را در فانوس سینه ی پرمهر همه شیعیان جهان

    روشن نمود.

     

    سلام بر علی،


    سلام بر عدالت علی،


     سلام بر شجاعت و شهامت و رشادت علی،


     سلام بر تو ای پدر مهربان که گنجینه ی مهر و گنجور وفایی و

     

    سلام بر شما عزیزانی که بر علی و آل علی صمیمانه عشق می ورزید.

     

     

    آری، امروز درخت امید به بر آمد و اشخاص فضل به در آمد،

    آفتاب معرفت بر آمد و ماهروی عدالت در آمد.

     

     خجسته مبلاد مولی الموحدین، امیرالمومنین، شاه ولایت، کوکب رخشان هدایت و نور

    پرفروغ آسمان امامت، حضرت علی بن ابیطالب ( ع ) را تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

     

    از فرمایشات گهربار آن حضرت است که فرمودند:

     

     

     الهی کفی بی عزا" ان اکون لک عبدا" و کفی بی فخرا" ان تکون لی ربا :


    خدایا این عزت مرا بس که بنده توهستم و فخر و مباهاتم همین بس که

    تو پروردگار منی.

     


     همچنین روز پدر را بر همه ی پدران شفیق و  رفیق و صدیق و مهربان و دلسوز و زحمتکش،

    شادباش می گویم.

    پدر جان:

    نگاهت معنویت،

    وقارت انسانیت،

    صلابتت حرکت،

    طمانینه ات تفکر

    و بالاخره بیانت عروج می بخشد.

    تو را می ستایم و دستان پرمهرت را می فشارم.

     

    روزت مبارک  پدرجان




    موضوع: ولادت و اعیاد مذهبی،
    [ سه شنبه 22 فروردین 1396 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    ولادت امام جواد (ع) مبارک باد



    ز آسمان برکات خداى، نازل شد

    ز یمن مقدم او بر زمین چو گام نهاد

    گرفت چنگ به چنگ وز اشتیاق سرود

    مَلَک ز بام فلک نغمه مبارک باد




    ولادت امام جواد (ع) مبارک باد






    موضوع: اطلاعیه ها،
    [ جمعه 18 فروردین 1396 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    بررسی خاستگاه طایفه ی تات 1

    به نام خدا

    «بررسی خاستگاه طایفه ی تات»

        یکی از طوایف روستای ایده لو خلیفه، طایفه تات است که با نام تاتلر معروف است. اصولا سوالاتی در پی همین طایفه به ذهن می رسد که عبارت اند از:

    1)تات به چه معناست؟

    2)چرا این طایفه به این نام منسوب شده اند؟

    3)چرا به گفته بزرگان روستا، تکلم زبان کُردی تا سالها پیش در این روستا رایج بوده است؟

        ابتدا به واژه ی «تات» می پردازیم، این واژه در لغت نامه دهخدا به این صورت توضیح داده است که ترکان به غیر ترک، تات می گفتند. در واقع مانند یونانیان که به غیر خود بربر می گفتند و یا اعراب به غیر عربی، عجم می گفتند. دهخدا در نهایت به این نتیجه می رسد که: «تات کلمه ای بوده به جای تاجیک که لا اقل از ده قرن پیش از طرف ترکان به ایرانیان اطلاق می شده است و زبان تاتی به لهجه های مختلف زبان ایرانی می گفته اند.»[1] یک ویژگی که در مورد ترک و تات وجود دارد این است که تات برابر با مردمان شهرنشین بوده است و ترک برابر با مردمان چادرنشین. پس در واقع نتیجه می گیریم که تات مردمی بودند که قبل از ورود ترکان به ایران در نواحی آذربایجان و اطراف آن با لهجه ی خود، فارسی را تکلم می کردند. جغرافیای پراکندگی این قوم در ایران به این صورت است که بیشتر آنان در نواحی قزوین، خلخال، کرج و آذربایجان شرقی است. در ادامه نقشه ای مهم از این پراکندگی نمایش داده می شود. در این نقشه نقاط زرد رنگ، مناطق تات نشین را نمایش می دهد که منطقه ی شمال غرب کشور را در بر میگیرد. مناطق قزوین، شمال کرج و خلخال به ترتیب بیشترین مردم تات را نشان می دهد.

    پیترو دلاواله در ذکر قشون شاه عباس می گوید: «تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند که مسکن و مأوای آنها در شهرها یا دهات است و چون تمام سال حقوق می گیرند مجبورند هر وقت به وجود آنها احتیاج باشد، فورا به خدمت حاضر شوند. نجیب زادگان یعنی قزلباشان وارد این دسته نمی شوند و در حقیقت افراد آن را فقط رعیت ها تشکیل می دهند. به رعیت لفظ تات نیز اطلاق می شود، و در فارسی وقتی تات می گویند، منظور این است که طرف از طبقه نجبا نیست، ولی در حقیقت آنان اصیل تر از قزلباشها هستند، زیرا دسته اخیرالذکر فقط از زمان شاه اسمعیل صوفی به بعد خود را با زور اسلحه تحمیل کرده اند، در حالی که تات ها ایرانی الاصل هستند و ساکنان واقعی این سرزمین را تشکیل می دهند»[2]



    نقشه زبان اقوام ایرانی


    چرا این طایفه در روستا به این نام منسوب شده اند؟

    اکنون که با واژه تات تا حدی آشنا شدیم، به روستای خود نظری می افکنیم تا به سوال اخیر خود پاسخی بیابیم. روستای ایده لو دو طایفه ی بزرگ دارد که عبارت است از: خلیفه و تات. در نظر بزرگان روستا چنین است که اولین فرد از طایفه تات، امید علی نام داشت که به روستای ایده لو آمد و با ازدواج با دختری از روستا به نام خطب، در این روستا ماندگار شد. طبق نقلی که از معتمدین روستا به عمل آمده است، امید علی فرزند اردوخان از روستای «چاوان» در شمال غربی شهر مراغه به ایده لو کوچ کرده است. اگر جستجویی در نام این روستا در گوگل ارث انجام دهیم متوجه نام روستایی با این مشخصات و البته با دو نام «چاوان علیا» و «چاوان سفلی»، در شمال غربی مراغه می شویم. طبق گفته های احمد امین رازی و به نقل از وبلاگ فرهنگ و اندیشه، در کتاب هفت اقلیم به سنگ نوشته میخی در روستای چمن در سه فرسخی مراغه اشاره می کند. باستان شناس جوان جناب سجاد پوری خبر دادند که آن کتیبه اورارتویی بوده در سمت روستاهای چاوان علیا و سفلی در جوان قلعه (چاوان قلعه) کشف شده است. از اینجا معلوم می شود که چاوان صورتی از چمن است. در نزد ایرانیان قدیم "و" و "م" تبدیل پذیر بوده است.



    فاصله 12 کیلومتری روستای چاوان تا مراغه




    فاصله روستای چاوان تا ایده لو خلیفه





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ جمعه 18 فروردین 1396 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]

    بررسی خاستگاه طایفه ی تات 2

    دوباره نظری بر نقشه ی زبان اقوام ایرانی می اندازیم. در این نقشه متوجه می شویم که روستای چاوان و نواحی اطراف آن با جغرافیای اقوام تات منطبق است و این روستا در منطقه ی زبانی تات ها قرار گرفته است.


    دایره ی قرمز رنگ همین مطلب را تایید می کند




    دایره ی قرمز رنگ همین مطلب را تایید می کند


    چرا به گفته بزرگان روستا، تکلم زبان کُردی تا سالها پیش در این روستا رایج بوده است؟

        به گفته ی بزرگان روستا، سالها پیش در این روستا، برخی علاوه بر زبان ترکی با زبان کردی تکلم می کردند که این مورد بیشتر در مورد زنان نمود پیدا میکرد. دکتر حمید طاهری در وبلاگ «تات ها» پژوهشی در خصوص پیوند زبان تاتی با کردی انجام داده است. وی به نقل از مقاله ی پرویز اذکائی میگوید: «زبان تاتی با توجه به ساختار آوایی و نحوی با زبان های ایرانی کهن پیوند دارد. این زبان از گروه شمالی زبان های غربی ایران است و از این جهت با زبان های مادی، پهلوی (مادی میانه) و کردی که متعلق به زبان های دسته غربی هستند، پیوند دارد.» ،احمد کسروی معتقد است که زبانی که تات‌ها بدان سخن می‌گویند در زمان‌های گذشته گسترش زیادی داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهش‌های انجام‌شده، زمانی همه مردم آذربایجان و قزوین را در بر گرفته، ولی بعدها با اشاعه و استیلای زبان ترکی کم‌کم از بین رفته است.[1] در واقع با استقرار ترکان در شهرهای آذربایجان این زبان به تدریج از رسمیت برداشته شده است. دکتر حمید طاهری با کشیدن جدولی زبان تاتی و کردی را با همراه با زبان مادی مقایسه کرده و نتیجه ای که از آن گرفته آن است که این زبانها پیوند عمیقی با هم دارند.

    تاتی

    کردی

    مادی

    واژه

    Sag

    Asbe

    Spka

    سگ

    Asb

    Asb

    Asp

    اسب

    Zanestan

    Bozonastan

    Zan

    دانستن

     

    نتیجه گیری

    در نهایت می توان گفت که مردم روستای ایده لو با آگاهی کامل به این طایفه نام تات را برگزیده اند، زیرا خود را از ترکان می دانستند. امیدعلی یک ایرانی الاصل بوده است که از منطقه ای تات نشین و با زبان تاتی به روستا آمده است و ساکن دائمی آن شده است. وجود نام فرزند وی به نام «داریوش بیگ» این را نشان می دهد که امیدعلی نام های ایران باستان را بر فرزند خود گزارده است. اما مسئله ی تکلم زبان کردی؛ به نظر می رسد مردم ایده لو دچار اشتباه قابل پذیرشی شده اند و زبان تاتی را با زبان کردی اشتباه گرفته اند. البته این مسئله نشان می دهد که این دو زبان چقدر به هم نزدیک بوده اند که این اشتباه رخ داده است. شاید امیدعلی به تنهایی به ایده لو نیامده است و گروه و دستجاتی هم که با زبان تاتی تکلم می کردند به این روستا ورود پیدا کرده اند و یا وجود امیدعلی باعث شده است که برخی از مردم ایده لو این زبان را آموخته باشند. به هر ترتیب این زبان در روستا بعد از زبان ترکی رایج بوده است.

    در پایان می توان گفت که امیدعلی با وصلت در این روستا ماندگار شد. امروزه مردم ایده لو با ازدواج های پیچیده این سنت را شکستند که علاقه ای به «پان» بازی داشته باشند. همه ی این روستا افتخار می کنند که یک ایرانی هستند و برای اعتلای این میهن از جان خود مایه گذاشتند و تقدیم شهدای هشت سال دفاع مقدس برای وطن، نشان از داشتن غیرت و مردانگی این روستا برای ایران دارد.

    چه زیبا است ضرب المثل کاشغری در کتاب دیوان لغت ترک:

    باش سیز بورک اولماز    تات سیز تورک اولماز

    پایان


    نویسنده حمید رضایی


    .[1] دهخدا، لغت نامه، «تات»، تهران: سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، 1341، ص767.

    .[2] پیترو دلاواله، سفرنامه دلاواله، ترجمه شجاع الدین شفا، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1370، ص175.


    [3]. احمد کسروی، آذری یا زبان باستان آذربایجان ، 1325، ص 24-25.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ جمعه 18 فروردین 1396 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]

    بحثی در خصوص واژه خلیفه لو

    به نام خدا

    «بحثی در خصوص واژه خلیفه لو»

        همه میدانیم که نام روستای ما «ایده لوی خلیفه لو» است، و با پرسیدن شخصی از نام روستا، فورا می گوییم ما ایده لویی هستیم. اگر دوباره پرسش خود را تکرار کند و بگوید کدام ایده لو، ما در جواب می گوییم که ایده لوی خلیفه؛ چون در منطقه هشترود روستاهای زیادی با نام ایده لو وجود دارد. فعلا بحث در خصوص واژه ی ایده لو نیست که گروهی معتقدند این روستا درخت سنجد فراوانی در خود داشت؛ بحث اصلی در مورد واژه ی خلیفه لو است.

        با تحقیقاتی که بنده از منابع دوره صفوی انجام داده ام، متوجه مقامی در این دوره شده ام که با نام «خلیفه الخلفاء» شناخته می شود. این پست و مقام در دوره آغاز تشکیل سلسله صفویه از اعتبار و جایگاه والایی برخوردار بود. مینورسکی در کتاب سازمان اداری حکومت صفوی می گوید: «خلیفه الخلفا به منزله نایب و استاد شاه به حساب آمده و بر این اساس نمایندگانی را به ایالات می فرستاد. شاه با این منصب نه تنها بر قزلباشان صفوی نظارت می كرد بلكه بر تشكیلات گسترده پیروان در قلمرو حكومت عثمانی نیز تسلط داشت.»[1]، نکته جالب آنکه در ادامه گفته می شود آنکه خلیفه الخلفا به منزله ی نایب و استاد شاه بود و نمایندگانی به ایلات می فرستاد.[2] بحث اصلی روی همین ارسال نمایندگان به ایالات است. مینورسکی در پاورقی اشاره می کند که از وجود طبقه ی دیگری از همین نمایندگان ارسالی به نام «پیره» نام می برد.[3] اما فقط ترکمانان قزلباش حق خلیفه الخلفایی و خلیفه گی را داشتند به طوریکه کتاب احسن التواریخ خبر از اعزام نور علی خلیفه به مناطق آناتولی به دستور شاه اسماعیل می دهد که وی قریب سه چهار هزار سوار از این مناطق کوچانده و به ایران آورده است.[4] مقام خلیفه الخلفایی تا زمان شاه عباس اول صفوی قدر و منزلت داشت و خلفای اعزامی به ایالات قدر و منزلتی نزد مردم داشتند و چنان كه زیادی غذای آنها را به عنوان تبرك برداشته و آنرا به عنوان شفای بیماری های خود به كار می بردند.

        برگردیم به روستای خود و اطلاعاتی که با منابع منطبق شود. به نظر می رسد واژه ی «خلیفه لو» که در نام روستا به کار برده می شود حکایت از وجود نمایندگانی است که به این روستا آمده اند و یا ساکن بومی آنجا شده اند. در روستای ایده لو خانواده ی بزرگ دعانویس وجود دارد که مردم عادی در مواقع مورد احتیاج به ایشان مراجعه می کردند و رفع مشکل می کردند. هنوز هم این جایگاه و منزلت حفظ شده است. این خانواده که از نسلهای گذشته دعانویس بودند با نام خلیفه شناخته می شوند که با آیات قرآن شفای بیماران را به اذن خداوند تحصیل می کنند. به نظر می رسد جد ابتدایی این خانواده جزو همان خلفایی بودند که از طرف خلیفه الخلفا به روستا آمده باشند و در مواقعی جزو همان کوچندگان مناطق آناتولی ترکیه باشند. از طرف دیگر اعتقادات پاک مردم این روستا و رعایت مسائل شرعی و اعتقادی و اراده ی محکم بر ائمه ی اطهار دلالت بر عنوان خلیفه گی این روستا از طرف سلسله ای می دهد که مذهب تشیع را در کشور رسمی کرد. بحث دیگر در خصوص واژه ی «پیره» بود که در بالا آمد. این گروه نوع دیگری از خلفای اعزامی بودند که به مناطق اعزام می شدند. دهخدا درباره این واژه چنین آورده است: «رَ / رِ (اِ) پیر. قائم مقام و خلیفه و مرشد.[5] در این روستا کوهی قرار دارد که به نام پیر معروف است. در نظر مردم در این  قله آرامگاه مردی پاک و متدین دفن شده است که نذر و نیاز کردن برای این کوه در بین مردم متداول است و الحق که تاکنون حاجت برآوره شده اند. به نظر می رسد نام پیر همان وجود شخصی باشد که به عنوان پیره به منطقه اعزام شده است و واژه ی پیرَه بعدها به نام پیر تقلیل یافته است.

    منابع

    تذکره الملوک، به کوشش دکتر سید محمد دبیر سیاقی، با تعلیقات مینورسکی،تهران: انتشارات امیرکبیر، 1368.

    دهخدا، لغت نامه، «پیر»، تهران: انتشارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، 1342.

    روملو، حسن بیگ،  احسن التواریخ، به تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: انتشارات بابک، 1375.

         



    [1]. تذکره الملوک، به کوشش دکتر سید محمد دبیر سیاقی، با تعلیقات مینورسکی،تهران: انتشارات امیرکبیر، 1368، ص104.

    .[2] همان.

    .[3] همان.

    .[4] حسن بیگ روملو، احسن التواریخ، به تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: انتشارات بابک، 1375، ص175.

    .[5] علی اکبر دهخدا، لغت نامه، «پیر»، تهران: انتشارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، ص1186.


    نویسنده : حمید رضایی



    برچسب ها: ایده لو، پیر، خلیفه،
    [ سه شنبه 8 فروردین 1396 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ کریم شیرینی ]
    رفتن به بالای صفحه